کجا شهد است این آبی که در هر دانه ی شیرین انگور است؟
کجا شهد است این اشک است
اشک باغبان پیر رنجور است
که شبها راه پیموده
همه شب تا سحر بیدار بوده
تاکها را آب داده
پشت را چون چفته های مو دو تا کرده
دل هر دانه را از اشک چشمان نور بخشیده
تن هر خوشه را با خون دل شاداب پرورده
چه میگویید؟
کجا شهد است این آبی که در هر دانه ی شیرین انگور است
کجا شهد است این خون است : خون باغبان پیر و رنجور است
چنین آسان مگیریدش
شما هم ای خریداران شعرمن:
اگر در دانه های نازک لطفم
و یا در خوشه های روشن شعرم
شراب و شهد می بینید غیر اشک و خونم نیست
شرابش از کجا خواندید
این مستی نه آن مستی ست
شما از خون من مستید
از خونیکه می نوشید
از خون دلم مستید
مرا هر لفظ فریادیست که از دل می کشم بیرون
مرا هر شعر دریایی ست
دریایی ست لبریز از شراب خون
کجا شهد است این اشکی که در هر دانه ی لفظ است؟
چنینی آسان میفشارید بر هر دانه لبها را
و بر هر خوشه دندان را
مرا این کاسه ی خون است.....
مرا این ساغر اشک است.......
چنینی آسان مگیریدش
چنین آسان منوشیدش
(نادر نادرپور)
از بیندگان گرامی تقاضا می شود که درباره ی یکی از موضوعات زیر با توجه به این عکس بنویسند یا حداقل فکر کنند:
۱-شکم گنده و گردن کلفت بعضی ها ( یا اونایی که واسه غذا حرص می زنن)
۲-مزخرفات سیاستمدارای غربی و شرقی درباره ی آرامش امنیت و صلح تو دنیا
۳-زندگی اون آدم کوچولوهایی که از قضا پول باباشون از پارو هم بالا نمیره
نیمی رخ عاشقست و نیمی رخ دوست
این زردی و سرخی که در او می بینی
زردیش رخ عاشقست و سرخیش رخ دوست
یک دفعه نوک یه کوه شکافته میشه و یه انفجار باشکوه .....
داغی جای خودش رو به سرما و سختی میده و همه چه تموم میشه و زمین سرد .
..
...
....
منتظر یه انفجار با شکوهترم
هر سال نزدیکای عید خدا یه دشت گل به دماوند هدیه میده
دوست خوب اونیکه روی یه نیمکت کنارش بشینی و هیچ صحبتی نکنی ولی وقتی ازش دور می شی حس کنی که بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی
یه جور حس محبت بهم القا شد . اونقدر که دلم می خواست زمین رو ببوسم .
حس کردم خدا داره نوازشم می کنه.
خدا چقدر مهربونه .... چقدر