تبليغاتX
طوفان قبل از آرامش
سنگی ست زیر آب

در گود شب گرفته ی دریای نیلگون

تنها نشسته در تک آن گور سهمناک

خاموش مانده در دل آن سردی و سکون

او با سکوت خویش از یاد رفته است در آن دخمه ی سیاه

************

هرگز بر او نتافته خورشید نیمروز

هرگز بر او نتافته مهتاب شامگاه

بسیار شب که ناله بر آورد و کس نبود

کان ناله بشنود

بسیار شب که اشک برافشاند و یاوه گشت

در گور  آن کبود

**********

سنگی ست زیر آب ولی آن شکسته سنگ

زنده ست می تپد به امیدی در آن نهفت

دل بود . اگر به سینه ی دلدار می نشست

گل بود . اگر به سایه ی خورشید میشکفت

(ه.ا.سایه)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 10:22  توسط من  |