تبليغاتX
طوفان قبل از آرامش -
زمین آبستن گلهای نسرین بود و من ابری ملامت بار

که نا میمون ترین اندوه را در بوته های خار می دیدم

زمین با من نمی پیوست

و من زیباترین گلهای غم را از ضمیر خاک می چیدم

             ***********************

در این مرداب درد انبار

که بال مرغهای قاصد از اندیشه ی پرواز می سوزد

دل من می تپد در حسرت زیبا پریدنها

درون خلوتم رویای وصلتهاست

و با چشمان من اندوه تا شبگیر باریدن

و بر دستان من بندی ست :

که گلهای شقایق از درون کشتزار خویش نتوانم رهانیدن

              *************************

من از آبشخور غوکان بد آواز می آیم

هلا ای آشنا هشدار

قدم شادابتر بردار

که خارستان ما با اشک گلباران نخواهد شد

جهان در زیر پای ماست

و این زورقتو را تا آبهای دور خواهد برد

و این زورق تو را پرواز خواهد داد

و این فواره های روشن خورشید

که غمگینانه بر بام تو می بارد

زمین را دوست می دارد

و این لولنده های خاک و این آشفتگان کاغذین را دوست می دارد

                                                                    (بابا چاهی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 9:7  توسط من  |